| 31/12/2010 |
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4
دلیر اسکندری دبیر ادواری اتحادیه دانشجویان کرد، چند روز پس از بازداشت طی یک تماس تلفنی کوتاه به خانواده اش گفته است که در اداره اطلاعات سنندج نگهداری می شود. به گزارش روا نیوز، این فعال دانشجویی ىر اين تماس چند ثانیه ای كه روز پنجشنبه انجام شده به خانواده اش اطلاع داده که در اداره اطلاعات به سر می برد و به دنبال آن تلفن قطع شده است. دلیر اسکندری صبح روز چهارشنبه هشتم دیماه به ستاد خبری اداره کل اطلاعات استان کردستان احضار و پس از آن بازداشت شد. این فعال دانشجویی مدتی پیش به همراه چند دانشجوی ستاره دار، در نامه ای خواستار رسیدگی به وضعیت تحصیلی خود دیگر دانشجویان ستاره دار شده بود. آقای اسکندری طی روزهای گذشته یکی از افرادی بود که به همراه شماری از نمایندگان نهادهای مدنی سنندج در راستای جلوگیری از اجرای حکم حبیب الله لطیفی با مقامات اجرایی استان کردستان ملاقات داشته است. پیش از این مقامات امنیتی کردستان این دانشجو را تهدید کرده بودند که به فعالیت های خود در تشکل غیر دولتی "ژیانه وه" خاتمه دهد. منابع مطع پیشتر گفته بودند که بازداشت نامبرده با برگزاری جلسات علمی کردستان شناسی با حضور نخبگان که با استقبال بسيار فعالان مدنی در محلِّ تشکل غير دولتی (N.G.O) "ژيانه وه" برگزار می شد بی ارتباط نباشد. به دنبال توقف اجرای حکم حبیب الله لطیفی خانواده ی لطیفی و شماری از فعالان مدنی شهر سنندج دستگیر شدند. کمپین سراسری نجات حبیب الله لطیفی خبر از آزادی تعدادی از اعضای خانواده لطیفی داده بود اما تاکید کرد هنوز برخی دیگر از اعضای این خانواده در بازداشت به سر می برند. این کمپین با تائید بازداشت دست کم 12 نفر اسامی آنها را بدین ترتیب اعلام کرده است: سیمین چایچی شاعر و نویسنده، حمید ملك الكلامی، فعال محیط زیست، سعید ساعدی روزنامەنگار، حمید ساعدی فعال مدنی، افشین شیخ الاسلامی وطنی از اعضای انجمن های محیط زیست سنندج، هاشم رستمی فعال كارگری، زاهد مرادیان فعال کارگری، واحد مجیدی، یحیی قوامی، ژیان ظفری از زندانی سیاسی سابق، محمود محمودی روزنامەنگار، پدرام نصراللهی فعال كارگری و زندانی سیاسی سابق. گفته می شود شماری از بازداشت شدگان از جمله "پدرام نصراللهی، زاهد مرادیان، سیمین چایچی، حمید ملک الکلامی و واحد مجیدی" به بازداشتگاه اطلاعات منتقل شده اند. |
کردپرس: مینی بوس قدیمی در جاده های و پر پیچ و خم دامنه های سبز زاگرس، سلانه سلانه راه ناهموار خویش را در پیش گرفته است. مسافران به سختی خودشان را با ساک هایی پر از وسیله در راهرو و لابلای صندلی های فرسوده جای داده اند. راننده رادیو را بر روی موج رادیو کوردی کرمانشاه تنظیم کرده و صدای آن را تا آخر بلند کرده؛ همه مسافران مبهوت طنین دلنشین صدای خواننده ای شده اند که آوازه اش همه جای ایران پیچیده شده، و با همه وجود ترانه «نوروز» را می خواند:
ئه م روژی سالی تازه یه نه وروزه هاته وا
جیژنیکی کونی کورده به خوشی و به هاته وا
وا روژهه لات له به نده نی به رزی ولاته وا
ره نگی گولاله و گه زیزه شه به ق شه وق ئه داته وه
...
هر سال بهار با صدای « نوروز» حسن زیرک می آمد.

«کردها»و «موسیقی» از گذشته های بسیار دور، در شادی و غم، همراه و همدم همیشگی بوده اند. سال که نو می شود، «موسیقی» نیز ریتم تندتر و شادتری به خود می گیرد تا مردم کورد خستگی یک زمستان سخت را از تن و جان به در کنند. دشت ها و کوهپایه های زاگرس در ماههای اولیه بهار از طراوت و سرزندگی خاصی برخوردارند و ساکنان خود را به گشت و سیران و انجام هلپرکی های «چپی» و «فتاپاشا»، به همراهی نوای اسطوره ای ساز و دهل، فرا می خوانند. پشت سر نهادن یک سرمای طاقت فرسا و آرام گرفتن در آغوش اعتدال بهاری واقعاً جای جشن گرفتن هم دارد.

سرود «نوروز» با صدای حسن زیرک
از میان ترانه هایی که به مناسبت آغاز سال جدید و پیشوازی از نو شدن طبیعت ساخته شده اند، ترانه «نوروز» با صدای حسن زیرک از محبوبیت ویژه ای برخوردار است. شعر این آهنگ بیاد ماندنی از ماموستا «پیره میرد» بوده و در دستگاه ماهور ساخته شده است. این آهنگ از تنظیمی بسیار زیبا برخوردار بوده و شنونده از گوش سپردن به آن سیر نمی شود و با گذشت پنجاه سال از ساخت این ترانه، هنوز هم محبوب ترین آهنگ نوروزی کوردی محسوب می شود و به وقت فرارسیدن بهار، از همه جا، از پخش کننده اتوموبیل ها گرفته تا کانال های ماهواره ای، می توان «نوروز» را با طنین صدای حسن زیرک شنید.
«نوروز» از ساخته های ماموستا محمد صالح دیلان یکی از موسیقی دان های مشهور کورد است. البته حسن زیرک هم در ملودی و شعر تغییراتی داده است. مثلاً در اجرای حسن زیرک گفته می شود:
جیژنیکی (کونی) کورده به خوشی و به هاته وا
که در شعر پیره مرد به این صورت بوده است:
جیژنیکی (قومی) کورده به خوشی و به هاته وا
همچنین حسن زیرک ریتم آهنگ «نوروز» را مقداری دستکاری نموده و آن را تندتر کرده است.
برای بسیاری غیر قابل باور است که آهنگ زیبای «نوروز» را یک ارکستر غیر کرد نواخته است؛ ارکستر رادیو تهران در دهه سی به رهبری مشیر همایون شهردار. ارکستری که بزرگانی همانند: جلیل شهناز، جهانگیر ملک، حسن کسایی، احمد عبادی و حسین یاحقی در آن ساز می زدند.
همکاری حسن زیرک با ارکستر رادیو تهران از سال 1337(زمان بازگشایی رادیو کردی تهران) شروع شد. وی به عنوان خواننده در این رادیو استخدام شد و شروع به خواندن ترانه هایی به زبان کوردی کرد. چندی نگذشت که آوازه حسن زیرک در میان اهالی موسیقی پایتخت پیچید و او سر از محافل هنری آن سال ها درآورد.
ماموستا علی مردان در گفتگویی که پس از مرگ حسن زیرک با رادیو کردی بغداد انجام داده، خاطره ای از دیدار خود با حسن زیرک جوان در اواخر اوایل دهه چهل را اینگونه روایت کرده است: « تنها خدا می داند که من چقدر حسن زیرک را دوست داشتم و با مردن او، ترانه ها هم در حنجره من هم مردند. من هرگز حسن زیرک را فراموش نمی کنم و او بهترین خواننده بود. من و حسن زیرک ارتباط بسیار نزدیکی با هم داشتیم و حتی در تهران نیز با هم بودیم. هنگامی که من به تهران رفتم حسن زیرک هم در آنجا بود و یک روز صبح زود او همراه با یک هنرمند بسیار معروف، به دنبال من آمده و با هم به مجلسی که در خانه زیرک برگزار بود، رفته و به اجرای آواز پرداختیم.»

همانگونه که ماموستا علی مردان توصیف می کند؛ حسن زیرک در آن سال ها با هنرمندان ممتاز تهران حشر و نشر داشت و کارهای ماندگاری همانند؛ «نوروز»، «هه ی نار هه ی نار» و «تو وه ره و من دیم» را با همکاری ارکستر بزرگ رادیو تهران، اجرا کرده بود. حسن زیرک در همان سال ها با خانم میدیا زندی، گوینده رادیو کوردی تهران ازدواج کرد.
رادیو کوردی تهران تا سال 1341 در تهران فعالیت می کرد اما پس از آن به منظور ارائه بهتر برنامه ها و ارتباط نزدیک با جامعه مخاطبان کرد به کرمانشاه منتقل شد و تبدیل به رادیوی کردی (ایران) گردید که با جمله معروف «ده نگی ئیرانه، به شی کوردی» از کرمانشاه بر روی آنتن می رفت. حسن زیرک با ورود به شهر کرمانشاه و آشنایی با استاد مجتبی میرزاده، نابغه موسیقی ایران، فصل تازه ای از دوران پر بار هنری خویش را آغاز کرد و به خلق آثار بسیاری دست زد.
همسر حسن زیرک که خود گوینده بخش کردی رادیو تهران بود، در باره زندگی هنری حسن زیرک در آن سالها مینویسد: « برنامههای کردی رادیو تهران و کرمانشاه بخاطر صدای دلنشین حسن زیرک مورد توجه همه قرار گرفته بود و آن موقع هر روز دو بار برنامه «ما و شنوندگان» پخش میشد. حسن زیرک با صدای رسا و لذتبخش خود باعث معروفیت و کیفیت و شکوفایی برنامههای کردی در تهران و کرمانشاه شده بود و سیل نامههای طرفداران ترانههای او هر روز به رادیو جاری بود. روزانه نزدیک به دوهزار نامه نوشته میشد و حتی درون نامه پول قرار میدادند تا ترانه مورد درخواست آنان پخش شود. از مرداد 1341 برد ایستگاه رادیوی کرمانشاه به صد کیلو وات رسیده بود و صدای حسن زیرک به همه شهرها و روستاهای کردنشین میرسید».
«نوروز» ترانه ای همیشگی برای آغاز سال نو
بی گمان ترانه «نوروز» از زیبا ترین و ماندگار ترین کارهای موسیقایی است که پیرامون بهار و سال نو ساخته شده و با گذشت پنجاه سال از ساخت آن، هنوز بوی تازگی و طراوت می دهد.
این ترانه در سال های اخیر در غالب کاست «ترانه های حسن زیرک» در کنار ترانه هایی همانند؛ «که تانه»، «هه ی به نناز»، «ئه سمه ری دولبه ری»، «شه و»، «ئه ی وه ی بارانه»، «هه ی نار هه ی نار»، «لورکی و لورکی»، توسط انتشارات معتبر «ماهور» برای علاقه مندان به این هنرمند روانه بازار شده است.
البته سال ساخت «نوروز» در بروشور به اشتباه 1348 عنوان شده که احتمالاًً 1338 صحیح است. زیرا مشیر همایون شهردار تنها از سال 1331تا سال 1338 سرپرست ارکستر رادیو تهران بوده و سپس با کناره گیری تدریجی از دنیای موسیقی در سال 1348 فوت نمودند. همچنین حسن زیرک تنها در فاصله سال های 1337 تا 1341 در تهران بوده و از 1341 با نقل مکان به کرمانشاه، تا 1344 با ارکستر رادیو کرمانشاه به رهبری مرحوم عبدالصمدی و نوازندگی بزرگانی همانند؛ میرزاده، ایزدی و پولکی به ارایه کارهای هنری پرداخت. پس از این سال ها، حسن زیرک با توجه به عدم توجه مسئولان وقت رادیو و تلویزیون به خواسته های وی، رادیو کوردی کرمانشاه را ترک کرد و پس از مدتی دردمندانه از دنیای هنر خداحافظی کرد و سال های پایانی قبل از مرگش زودهنگامنش (تیرماه 1351) را در قهوه خانه ای در بوکان گذراند.
خوشبختانه در سال های اخیر تعدادی از آثار حسن زیرک با تأیید شورای عالی شعر و موسیقی صدا و سیما ، مجوز پخش از شبکه های استانی را گرفته و به مناسبت های مختلف از مراکز مختلف استانی در مناطق کردنشین مثل سنندج پخش می شوند. همچنین در سال های اخیر رادیو فرهنگ گهگاه اقدام به پخش ترانه ماندگار«نوروز» کرده است.
در این میان تنها شبکه زاگرس کرمانشاه است که تمایلی به پخش آثار این اسطوره موسیقی کرد نداشته و حتی از پخش آهنگ های مجوزدار وی نیز اکراه دارد، در حالی که حسن زیرک از چهره های مشهور رادیو کرمانشاه در اوایل دهه چهل بود.
هر چند زیرک وداعی بسیار تلخ و تراژیک با دنیای هنر داشت و آخرین نفس هایش را بر روی تخت بیمارستان بوکان (در حالی که از درد بیماری لاعلاج سرطان می نالید) کشید، ولی با آغاز هر بهار، سرود «نوروز» با صدای پر طنین و اسطوره ای حسن زیرک، همچنان از ضبط صوت ماشین هایی که پر شتاب دشت ها و کوهپایه های زاگرس را در می نوردند، شنیده می شود.
پژاک یا PJAK (مخفف: Partiya Jiyana Azad a Kurdistanê: پارتیا ژیانا ئازادا کوردیستانێ: حزب حیات آزاد کردستان) یک گروه شبه نظامی شدیداً چپگرا[۱] در کردستان ایران است که به گفتهٔ خودش «برای احقاق حقوق ملت کرد در ایران مبارزه میکند».
گروه شبه نظامی پژاک، خود را شاخه ایرانی پکک - معرفی میکند و از سوی ایران در فهرست گروههای تروریستی طبقهبندی میشود.[۲]
فرماندهان حزبهای ایرانی کرد میگویند پژاک مذاکرات مستقیم و غیر مستقیمی با مسؤولان آمریکایی داشتهاست.[۳] دولت ایران نیز این گروه را تحت حمایت آمریکا میداند.[۴]
سیمور هرش، خبرنگار تحقیقاتی مجله نیویورکر در شمارهٔ ۲۷ نوامبر[کدام سال؟] این مجله گزارش داد که گروه پژاک هم از ایالات متحده و هم از اسرائیل کمک دریافت میکند.[۵]
فعالیت این حزب بیشتر در مرز بین ایران، عراق و ترکیه و منطقه قلعهرش در استان آذربایجان غربی و منطقه همورامانات از توابع استان کرمانشاه وایوان از توابع ایلام و مریوان و منطقه چهل چشمه از توابع استان کردستان و بخش شرقی کوهستان قندیل در کردستان عراق میباشد. شمار زیادی از گریلاهای پژاک شهروند ترکیه هستند.[۶]
احزاب سابقهدارتر کرد مثل حزب دموکرات کردستان ایران و کومله رابطهٔ حسنهای با پژاک ندارند[نیازمند منبع] و در برخی موارد به این علت که این حزب در زمانی پدید آمد که پکک و دولت ایران همکاری داشتند.[۷] ایدهئولوژی پژاک و پکک آپوگرایی (Apoism) یعنی پیروی مطلق از شخص عبدالله اوجالان (ملقب به آپو) است.[۸] افراد گروه پژاک تصویر بزرگی از عبدالله اوجالان را بر روی کوهی در ۱۶ کیلومتری کوه قندیل ترسیم کردهاند.[۹]
محتویات[نهفتن] |
|
| ||
|
پوشاك مردان و زنان كرد شامل تنپوش، سرپوش و پايافزار است. ساخت و كاربرد هريك از اين اجزا، بسته به فصل، نوع كار و معيشت و مراسم و جشنها با يكديگر تفاوت دارد. هرچند پوشاك نواحي مختلف كردستان مانند اورامان، سقز، بانه، گروس، سنندج، مريوان و... متفاوت است، اما از نظر پوشش كامل بدن، همه با هم يكسان هستند. پيش از ورود پارچه، كفشهاي خارجي و ساير محصولات داخلي به كردستان، بيشتر پارچهها و نيز پايافزار مورد نياز توسط بافندگان و دوزندگان محلي بافته و ساخته می شد از نظر بافت پارچه، منطقه سقز و از نظر ساخت پايافزار «گيوه» يا «كلاش» و «كالي» اورامانات و آباديهاي پيرامون كوهستان شاهو مانند هجيج، نودشه و آباديهاي نوسود شهرستان پاوه چون ميريه، خانهدره، مژگان، مزوي و وزلي از عمدهترين نواحي بافت و صدور پارچه و پايافزار در استان به شمار ميرفتند. جولايي و بافت پارچه و انواع منسوجات مانند بوزو، برمال، جاجم، بره، پوشمين، موج، جوراب، دستكش، زنگال و كلاء به عنوان حرفه يا كار جنبي بخشي از آبادي نشينان مناطق مختلف كردستان محسوب ميشد
|
فواد مصطفی سلطانی یا کاک فواد (۱۹۴۸-۱۹۷۹)یک رهبر سیاسی کرد بود که بر حوادث شرق کردستان بعد از انقلاب ۱۹۷۹ ایران تاثیر گذار بود تا اینکه در تابستان ۱۹۷۹ در یک درگیری با نیروهای جمهوری اسلامی در بین سقز و مریوان کشته شد.
او در آلمانا دهکده ای زیبا اطراف شهر مریوان در شرق کردستان در خانواده ای سرشناس دیده به جهان گشود.او دانشجوی مهندسی الکترونیک در دانشگاه صنعتی شریف بود و در هنگام حمله نیروهای گارد به خوابگاه دانشجویان به خاطر حمله به فرمانده گارد شاهنشاهی به وسیله آجر به زندان افتاد.بعد از فارغ التحصیلی او خودش را در چندین موقعیت مهم در چند شهر ایران یافت به رغم اینکه توسط سرویس امنیتی شاه نحت نظر بود .تقاضاهای وی برای کار در کردستان همیشه رد می شد او چندین سال در زندان بود تا اینکه در بحبوحه انقلاب ۱۹۷۹ ایران و بعد از یک سلسله اعتصاب به همراه دیگر زندانیان سیاسی آزاد شد. سنگ بنای کومله و نقش او در سال۱۹۶۹ چند تن از دوستان کاک فواد به همراه او یک گروه سیاسی را تاسیس کردند که بعدها کومله نامیده شد.آنها معتقد به سوسیالیسم و مارکسیسم مورد قبول همگان بودند به رغم اینکه خودشان را از بلوک شرق و هر گونه جنبش و دیدگاهی جدا می دانستند که بر اساس نیازهای جامعه فعالیت نمی کردند. کودتا ۱۹۵۳ عاملی موثر بر خاتمه استقلال و قدرت مجلس و در عمل هر سازمانی در دولت به جز سلطنت بود. زندان شاه دولتی شد و برای اینکه تسلط شاه تضمین شود به کمک سازمان سیا یک تشکیلات تو در تو با تجهیزات پلیسی بسیار پیشرفته تاسیس کرد که ساواک نام گرفت که واژه ای اختصاری از سازمان اطلاعات وامنیت کشور بود که بر هر جنبه ای از زندگی در ایران سایه افکنده بود.و این دوره استبداد سلطنتی تا سال ۱۹۷۵ به طول انجامید زمانی که کسری بودجه و کاهش درآمدهای نفتی عامل شروع انحطاط سلسله پهلوی شد. اپوزسیون سکولار(جبهه ملی و حزب توده) بعد از کودتا سرکوب شدند و گروههایی شکل گرفتند که به انقلاب مسلحانه و فاصله گرفتن از حزب توده اعتقاد داشتند.کومله یک گروه کوچک بود که در دهه ۶۰ میلادی شکل گرفت (اکثرا دانشجویان دانشگاهها و فارغ التحصیلان در آن عضویت داشتند)که با نظریه انقلاب مسلحانه موافق نبودند و خودشان را کاملا متفاوت نه فقط از سنتهای توده بلکه همچنین هر تاکتیک چریکی برای سرنگونی رژیم جدا می دانستند آنها تا شب پیروزی انقلاب به صورت یک گروه سیاسی و مخفیانه باقی ماند تا اینکه یکی از بنیانگذاران کومله به نام محمد حسین کریمی در هنگام رهبری تظاهرکنندگان برای تصرف یک مرکز پلیس در سقز کشته شد. هنگامی که کاک فواد آزاد شد کردستان در حال تجربه یک تغییر سیاسی عمیق بود .در مدت کوتاهی کاک فواد و دیگر اعضای کومله در بین شهرهایشان محبوب خاص و عام شدند و یک جنبش عظیم سیاسی شکل گرفت جنبشی که بدون کاک فواد احتمالا به راه نمی افتاد.در کمتر از یک سال مردم کردستان که حالا بیشتر شهرنشین شده بودند یک دوره دمکراسی ،سرنوشت ساز و خوشایند را تجربه کردند و در یک جامعه سیاسی کمال یافته رشد کردند که این کمال حاصل بیشترین مشارکت هر عضوی از آن جامعه بود. نهضت مقاومت و نقش او بعد از بایکوت همه پرسی برای جمهوری اسلامی و افزایش درخواست های کردها برای خودمختاری خمینی رهبر جمهوری اسلامی به نیروهای تازه تاسیس سپاه پاسداران انقلاب دستور داد که کردستان را تصرف کنند و همچنین بنی صدر اولین رییس جمهور ایران اعلام کرد که نیروها تا کارشان تمام نشده است نباید پوتین هایشان را از پا در آورند. حالا کردستان تنها جایی بود که در آنجا فضای باز سیاسی وجود داشت و رژیم تصمیم گرفته بودذ که آن را سرکوب نماید.در تابستان ۱۹۷۹ شهرهای کردستان از زمین و هوا مورد هجوم قرار گرفتند.کردستان قاطعانه دست به مقاومت زد نیروهای رژیم به سوی تصرف شهرها هدایت شدند اما در پاییز همان سال با اعتصاب عمومی در کردستان این نیروها مجبور به ترک شهرها شدند . کردستان تا بهار ۱۹۸۰ آزاد باقی ماند تا اینکه دوباره به وسیله رژیم مورد هجوم قرار گرفت و این حادثه مقدمه دومین نهضت مقاومت بود.کاک فواد نقش بزرگی در سازماندهی اولین مقاومت داشت .موقعیت های بزرگی به نام او به وجود آمد از جمله:تشویق و تحریک یک جنبش اجتماعی بی سابقه در کردستان شامل حضور جدی زنان برای اولین بار و گشودن باب مذاکره با رژیم جمهوری اسلامی ایران و گزارش نتایج مذاکره به مردم عادی و جلوگیری از خشونت و دشمنی بود که می توان به حوادث مریوان در تایستان ۱۹۸۰ زمانی که ساکنان شهر تصمیم گرفتند به جای خشونت در برابر نیروهای اشغالگر شهر را ترک کنند و در یک کمپ مستقر شوند،تاکید بر تصمیم گیری به وسیله نمایندگان مردم و دفاع از پیشرفت و ارتباط سیاسی بین احزاب مختلف ،آماده سازی کردستان برای حوادث غیرمنتظره در آینده(کردستان کمابیش برای اولین حمله بزرگ رژیم جمهوری اسلامی آماده شده بود و توانست با موفقیت به وسیله اعتصاب ملی در پاییز همان سال نیروهای رژیم را از کردستان عقب برانند)سازماندهی یک مقاومت ملی شامل ایجاد واحدهای پیشمرگ که به حراست و دفاع از دمکراسی در کردستان در برابر وحشی گری ارتش و نیروهای ویژه سپاه پاسداران حیاتی نو بخشید.چند روز قبل از اینکه رژیم جمهوری اسلامی نیروهایش را برای تصرف کردستان بفرستد کومله یک مقاله تاریخی را منتشر ساخت:فواد مقاله ای با نام مردم کردستان در بوته آزمایش نوشته بود ویک مقاومت ملی را پیشنهاد کرده بود و خود او اولین کسی بود که در مقاومت بر علیه اشغال کشته شد. واحد پپشمرگ زنان در کومله نقش فواد در تاریخ شرق کردستان بعد از ۱۹۷۹ بی همتاست و هیچ سیاستمداری را نمی توان با او مقایسه کرد.فقط در ۸ ماه از زمان رهایی او از زندان تا مرگش در سن ۳۱ سالگی او توانست در مدت بسیار کوتاه و محدودی که در اختیار داشت فصل تازه ای در تاریخ شرق کردستان گشود.بعد از کاک فواد ودر میان دشمنان و فداکاریهای عظیم کومله تحت رهبری دیگران چیزی را که فواد شروع کرده بود با شکست همراه شد. کومله موضعی کاملا متفاوت و آشفته در پیش گرفت و حزب کمونیست ایران را ایجاد کرد که یک تجربه ناموفق در اتحاد با یک گروه ناشناخته ایرانی و بدون پایگاه که مبنایش بر اساس تئوری کادرهایش بود. فواد هر گونه سازماندهی گروهها را بدون داشتن پایگاه اجتماعی رد می کرد.گونه ای از حزب کمونیست که او خواهانش نبود احتمالا بیشتر شبیه به وضعیت آن در فرانسه به هنگام جنگ جهانی دوم بود
با معنای سوسیالیسم به طور واقعی اگر نگاه کنیم با اجرای آن در کردستان و ایران ما هیچ مشکلی نداریم در جامعه ی که دین دروغی غیر اسلامی حرف اول را میزند هیچ انسانی خوشبخت نیست اگه هر چه قدر هم پول دار باشد . ما در جامعه دمکراسی مشکل می بینیم امل در جامعه ی کومونیستی هرگز ؟با شعار <انسان اساس سوسیالیسم است>شروع میکند من به عنوان یه کومونیست دینم را از همی امورات زندگیم بیشتر دوست دارم اما به طور خصوصی برای خودم کاری به هیچ انسانی ندرام که خدا را قبول دارد یا نه ما باید قبول کنیم اسلام واقعی در هیچ جامعه ی اجرا نمی شود پس باید در کنار اعتقاداد حصوصی بهتری راه حل رابرای اجرای امورات کشور وکردستان برگزار کنیم .
دوست دارم خیلی بنویسم اما من برای این حکومت فاشیست در حال خدمتم
زنده بادآزادی برابری حکومت کارگر کومونیستی


.